ابزاری برای گسترش دنیای من[플랫] -کیونگ یانگ شینمون

[ad_1]

دنیای مستند گیلبورا لی

کتابی که دنیای درخشان والدین ناشنوا را از نگاه CODA به تصویر می کشد (کودکان بزرگسال ناشنوا ، کودکان متولد شده از والدین ناشنوا) <반짝이는 박수 소리>منتشر شده در ژاپن. مترجم اعتراف کرد و گفت.

“این اولین ادبیات کره ای است که ترجمه کرده ام. من افتخار می کنم و خوشحالم “

آه ، داستانهای غیر داستانی نیز در ادبیات گنجانده شد. متعجب شدم.

از زمان جوانی من من در حال تماشای یک مستند پخش شده توسط نشنال جئوگرافیک ، منتظر پدر و مادرم بودم که وقتی در زیرزمین یک ویلای قدیمی زندگی می کردند برای فروش hottech بیرون رفتند. برادر کوچکتر من می خواست یک فیلم انیمیشن تماشا کند ، اما ریموت کار دو ساله من بود. در این مستند ، جهانی فراتر از زیرزمین وجود داشت. جهانی زیر آب عمیق و بی پایان با نهنگ ها و کوسه های بزرگ در حال شنا و دنیایی از تبتی ها که در فرهنگ خود زندگی می کنند در حالی که استقلال خود را از چین ادعا می کنند. مستندی که جهانی را نشان می دهد که من پا را فراتر از آن می گذارم پنجره ای به جهان بود و گزارش ها و مقاله های مربوط به زندگی آنها نقشه زندگی آنها را گسترده تر کرده است. والدین ناشنوا به آنها یاد می دهند که راه بروند ، غذا بخورند ، لمس کنند ، دنیا را لمس کنند و آنها را لمس کنند ، اما وقتی نتوانستند ، در عوض غیر هنری آثار هنری را نشان داده و نقاشی کردند و به آنها امکان تجربه و تصور غیرمستقیم را دادند. بنابراین من به شخصی تبدیل شدم که در زمینه غیر داستانی می نویسد و فیلم می سازد. هنگام نوشتن و ساختن فیلم ، کسی از من پرسید که چگونه دو کار متفاوت انجام دهم ، اما برای من بسیار شبیه و یکسان بودند. داستان های غیر داستانی ، رسانه ها و ابزاری برای گسترش دنیای من.

ابزاری برای گسترش دنیای من[플랫]

آنچه من را متقاعد کرد کتابی از هارومیچی سایتو ، عکاس دهکده بود که در تابستان سال 2020 منتشر شد. <서로 다른 기념일>بعد از خواندن بود. این مقاله داستان نویسنده ای را روایت می کند که در یک مرد آبی ناشنوا به دنیا آمده و به زبان ژاپنی تدریس می کند ، با مانامی ملاقات می کند ، که در یک خانواده ناشنوا ناشنوا به دنیا آمده و با برقراری ارتباط با زبان اشاره و پرورش ایتسوکی کودا ، یک مرد آبی متولد شده است این دو این زمانی بود که نویسنده با ایتسوکی به خرید می رفت. ایتزوکی می گوید ، انگشت اشاره را به گوشش می گذارد و چشمانش را می بندد. “موسیقی وجود دارد!” با این حال ، نویسنده شخص ناشنوایی است که صدا را نمی شنود. ممکن است ناامید کننده باشد ، اما نویسنده می گوید:

“موسیقی برای ایتسوکی وجود دارد. مامان ، بابا ، بدون موسیقی! به جای آن به موسیقی نگاه کنید. “

برای اولین بار ، ایتسوکی با پدر و مادرش ملاقات می کند و در دنیایی غیر از خودش زندگی می کند. نویسنده همچنین ایتسوکی را در نظر می گیرد که دنیایی متفاوت زندگی خواهد کرد. اما لحظه نه غم انگیز است و نه غم انگیز. ایتسوکی به موسیقی گوش می دهد و سایتو فقط موسیقی می بیند. نویسنده ، که می گوید من و شما از متفاوت بودن خوشحال و خوشایند هستیم ، وقتی با اختلافات بین خود روبرو می شویم ، تبریک می گویم نه پشیمان. ما منتظر جهانی هستیم که به یک “متفاوت” گسترش یابد و لحظه مواجهه با اختلاف را “سالگرد متفاوت” کند. وقتی کتاب را می خواندم ، صمیمانه گریه می کردم و می خندیدم. من با دنیایی از والدین ناشنوا روبرو شدم که به دلیل نزدیک بودن دیدن آنها سخت بود. من از طریق این افراد تجربه غیرمستقیم داشتم تا ببینم هنگام تولد و بزرگ كردن كودك آبی به چه نوع جهانی روبرو شده ام.

이길보라가 딸이자 감독의 시선으로 농인 부모의 삶을 담은 영화 <반짝이는 박수 소리> هنوز برش خورده  تهیه شده توسط نهنگ شرکت نهنگ”/></p>
<p class=فیلمی درباره زندگی پدر و مادر ناشنوا از نگاه دختر و کارگردانش گیلبو لی <반짝이는 박수 소리> هنوز برش خورده تهیه شده توسط نهنگ شرکت نهنگ

فیلمی از دنیای والدین ناشنوا از نگاه یک دختر و یک کارگردان <반짝이는 박수 소리>(2014) و کتابی به همین نام نوشت ، اما این داستان پدر و مادر ناشنوا بود که هرگز نبودند و بنابراین نمی توانستند بدانند. قبل از به خواب رفتن ، داستان نویسنده این است که او برای شنیدن گریه های کودک ، تا جایی که ممکن است با بدن خود به بدن ایتسوکی نزدیک است. این داستان مرا به یاد ماجرای مادرم که می گوید او در حال مرگ بود و داستان پدر من که گریه را شنیده بود متکی به شنوایی باقیمانده با بدن خسته بعد از کار بود ، زیرا تشخیص صداهای ظریف هنگام پوشیدن شنوایی امکان پذیر بود کمک. والدین ناشنوا قادر به شنیدن صدا نیستند. صدا را با چشمان خود ببینید و با بدن خود گوش دهید. صدا همان چیزی است که با تمام بدن می شنوید. او این احساس را داشت که جهان در حال گسترش است. در همین حال ، این کتاب به عنوان یک مرد آبی متولد والدین ناشنوا ، دنیای کد را به تصویر می کشد که از دید ناشنوایان مشاهده می شود. این دو شبیه هم بودند ، اما بسیار متفاوت بودند. زندگی ناشنوایانی که کودا ثبت می کند و زندگی کودا که ناشنوایان می بینند “متفاوت” است ، و باعث اتصال و گسترش دو جهان می شود. یک روز فکر کردم که پدر و مادرم اگر بتوانند زندگی خود را در نوشتن ، فیلم یا سایر رسانه ها ثبت کنند ، با جهانی که ترسیم کردم چگونه خواهند بود؟

چندی پیش ، من با دای ایگاراشی ، یک رمز ژاپنی آشنا شدم که تجربیات خود را از طریق یک سری کتاب و رسانه بیان می کند. او تاریخچه اقلیت ها را در جامعه از طریق دیدگاه كودا سریال كرد و اولین سری داستان های خود را درباره بزرگ شدن با نفرت و عصبانیت نسبت به والدین ناشنوا منتشر كرد.

“من 20 ساله بودم. برای خرید لباس بیرون رفتم ، دوباره سوار قطار شدم و با مادرم به زبان اشاره صحبت کردم. مردم همه آنها را تماشا می کردند ، اما آنها فقط صحبت می کردند. وقتی رسیدم مادرم گفت متشکرم. وقتی پرسیدم از چه چیزی سپاسگزارم ، گفتم که واقعاً خوشحالم که در مقابل بسیاری از مردم به زبان اشاره صحبت می کنم. ایستادم و گریه کردم. فهمیدم که مادرم را چنان تنها کرده ام که از چنین چیز کوچکی لذت می برد. “

왼쪽부터 영화 <반짝이는 박수소리> پوستر و کتاب <실수투성이 가족>(نسخه ژاپنی) و <서로 다른 기념일>جلد از.”/></p>
<p class=فیلم در سمت چپ <반짝이는 박수소리> پوستر و کتاب <실수투성이 가족>(نسخه ژاپنی) و <서로 다른 기념일>جلد از.

با این حال ، او می گوید که در حال حاضر نیز دشوار است که با ادامه سریال خود مطمئن باشید که گاهی عصبانیت او از والدین دارای معلولیت و جامعه ای پر از تبعیض گیج کننده است و او هنوز هم نمی تواند با افتخار بگوید این کد است ، اما می ترسد تا بتوانم به نوشتن ادامه دهم. وی اولین کودا بود که تجربه خود را در جامعه ژاپن منتشر کرد. خوب بود فکر کنیم که هویت و ظاهر متنوع کودا باید آشکار شود. همه کدها نمی توانند در مورد والدین ناشنوا و هویت کودا مثبت باشند. دلیل این امر آن است که تأیید اختلافات در جامعه متمرکز بر افراد دارای معلولیت و افراد آبی آسان نیست ، جایی که سو تفاهم در مورد اختلافات و تبعیض وجود دارد.

“از همان بچگی ، تصمیم گرفتم معلولیت های پدر و مادرم را کاملاً آشکار کنم. من تصمیم گرفتم که بتوانم زنده بمانم. اگرچه پدر و مادرم معلول هستند ، اما از تجربه آموختم كه اگر آنها رفتار خوبی داشته باشند و درس خوبی بخوانند ، مورد تمجید قرار می گیرند ، و من ترجیح دادم اینگونه زندگی كنم. شاید هم اکنون ، زیرا ما تصمیم گرفتیم که ایجاد و آشکار کردن هویت Coda سودآور باشد تا بتوانیم زنده بمانیم. “

من اضافه کردم که نشان دادن سرگردانی و نگرانی درونی من می تواند به کدهای دیگر کمک کند. زیرا کدهای بیشتری در جهان وجود خواهند داشت که در مرحله انتقال باقی می مانند یا برداشت منفی دارند نسبت به کدهایی که هویت مثبتی ایجاد کرده اند. اگر داستانی در مورد هویت های مختلف کودا وجود داشته باشد ، از جمله من و او ، من نیز کودا هستم و کودا با احساس تسکین و تعلق بیشتر می شوم.

اشک از چشمان وی یا از چشمان کسانی که به او نگاه می کردند جمع شد. به او كتابی بدهید با نگاه Code به آنچه در مراسم خاكپاشی پدربزرگش فاش شده است <실수투성이 가족(しくじり家族)>او منتشر کرده است (در کره منتشر نشده است) و قصد دارد مقاله ای در توصیف رابطه خود با مادر ناشنوا بنویسد. کارهای وی نشان می دهد که عمر کد در ژاپن و کره تفاوت چندانی ندارد ، اما همه کدها دارای هویت یکسانی نیستند. ما از پدر و مادر ناشنوا متولد شدیم ، زبان اشاره و زبان گفتاری را یاد گرفتیم و بین این دو جامعه رفت و آمد کردیم و رشد کردیم ، اما روش ها و محتوای تعریف ما کمی متفاوت است.

به این ترتیب ، داستانهای غیر داستانی دنیای اطرافم را گسترش می دهد. این نشان می دهد که همه کدها سابقه یکسانی ندارند و دنیای ناشنوایان از نظر کد و دنیای کد از دید ناشنوایان یکسان نیستند. از آنجا که دنیای شما با دنیای من متفاوت است ، ارزش تجلیل و بزرگداشت را دارد.

حتی اگر کسی مستند من را در زمینه داستانهای غیر داستانی ، یک فیلم ژانر بخواند ، حتی اگر مقاله خود را در ادبیات وارد نکنم ، نمی توانم این داستان غیر داستانی را که جهان من را گسترش می دهد دوست نداشته باشم. ما تاریخ جهانی را که از طریق داستانهای غیر داستانی مشاهده شده است ، جهان داستانهای غیر داستانی ، که دائماً جهان من را گسترش می دهد ، به شما ارائه می دهیم.


درهم کوبیدن



[ad_2]