[이랑의 가사-말] ژیروس ظاهر شد

[ad_1]

زن بیچاره صبح زود
در دست گرفتن بدن کودک گرسنه
او در اطراف محله مردم فقیر گریه می کند
جادوگر ظاهر شد

ثروتمندان همه نان های خوب را می خریدند
افرادی که با چوب و ملاقات کردند
او یک دست و پا می زند و در را می زند …

[ad_2]